شخصیتهای فرهنگی و اجتماعی استان
در عصر ايلخاني شيخ صفي الدين اردبيلي به اروميه مسافرت مي كند و ساعتها در برابر آرامگاه يزدانيار ارموي عارف بزرگ توقف نموده از وي به نام سلطان عرفا ياد مي كند.
از ايليخاتيمو تا اوج صفويه اين ناحيه در تب و تاب مي سوخته است تا آنجا كه فقط در زمان شاه طهماسب صفوي كه سلطنتش 51 سال طول كشيد به دستور وي از درياچه اروميه تا حدود عثماني را به زمين سوخته تبديل كردند و به جرأت مي توان گفت : تا عصر شاه عباس اول در ناحيه غرب آذربايجان كه كشت و زرع صورت نمي گرفت از علم و فرهنگ و ادب نيز اثري نبوده است. از زمان شاه عباس اول كه ايل افشار وارد جلگه اروميه شدند آنان در اندك مدتي غرب و حتي بخشي از جنوب درياچه را به زمين بهشت آسا تبديل كردند و نه فقط در پاسداري مرزهاي ايران در برابر عثمانيها مردانه جنگيدند بلكه صدها حكيم ، اديب و شاعر، فقيه و دانشمند ، طبيب ، منجم ، استاد و علم ادوار، عارف و صوفي در كنار رزم?آوران افشار به پا خاستند و هنوز هم اثر وجودي اين طايفه ارزشمند بر تارك مراكز علمي – فرهنگي و دانشگاهي داخل و خارج كشور مي?درخشد و برخي از آنان باز در كنار واژه افشار ، گاهي به افشار ارموي نيز ملقب گرديدند مانند : عطار افشار ارموي.در خوي نيز خاندان دنبليها تا زماني كه اينان بر سر قدرت بودند مانند افشارها صدها دانشمند ، اديب ، شاعر ، فقيه طبيب و عارف تربيت كردند كه از عبدالرزاق دنبلي مشهور به مفتون مي توان ياد كرد. در سلماس از مشاهيري چون سديد سلماس ياد شده است كه بر اريكه استادي دانشگاه نظاميه بغداد تكيه مي زند و از عرفاي اخير اين شهر شادروان سعيد سلماسي است كه از مفاخر عصر مشروطيت و باني مدرسه سعيديه در آن شهر به شمار مي?رود.در عصر صفويه شهر ساوجبلاغ (مهاباد فعلي) اهميت يافت و چون باني آن فردي به نام بوداق سلطان با دربار صفويه روابط حسنه اي داشت توانست تأسيسات عام المنفعه اي را در ساوجبلاغ تأسيس نمايد از جمله مسجد جامع آن شهر را مي توان نام برد كه با ايجاد آن اولين سنگ بناي دارالعلم را در آن ناحيه پي افكند و به تأسي از وي در سراسر منطقه در روستاها طالبيه هايي تأسيس شد كه در حوزه مهاباد – بوكان تعداد مدارس بالغ بر 30 واحد مي شد كه در رأس آنها دارالعلم ترجان قرار داشت كه خود دانشگاه به حساب مي آمد.بعد از مرگ نادر در زمان كريم خان زند اروميه حالت آشوب داشت. 13 سال نبرد با روسيه و كوچ دادن تعداد كثيري از ارامنه آذربايجان به ايروان باعث تخريب روستاهاي خوي گرديد. نبردهاي متوالي با عثماني در نهايت حوادث جنگ جهاني اول ، ورود جيلوها و حادثه اسماعيل آقا سميتقو سبب كشته شدن تعداد كثيري از اهالي منطقه بخصوص سلماس و اروميه شد.اين حوادث موجب كساد شدن عرصه علم و دانش و فرهنگ بود. پس از نهضت مشروطيت ابناي وطن براي جبران عقب ماندگي هاي مادي و معنوي جهت تعالي كشور تغيير و تحول بنيادين را در ساختار تعليم و تربيت منطقه مانند ساير نقاط كشور از امهات برنامه هاي خود قرار دادند.
دارالفنون و ديگر مدارس دخترانه مسيحي و مسلمان توسط مسيونرهاي مذهبي تأسيس شد.اما با ورود متفقين باز افت شديدي در تعليم و تربيت منطقه حاصل شد. روسها به مدت 5 سال در آذربايجان ماندگار شدند و آذربايجان از اين لشكركشي ها آسيب جدي ديد.
در اين دوران در شهرهاي مناطق كردنشين آذربايجان نام فرزانگاني چون تاج الدين اشنهي ديده مي?شود. در مناطق جنوبي آذربايجان (تكاب –- شاهين دژ) نام آوراني همچون سليم خان – سهراب خان و پرويز خان چاردولي وجود داشتند كه دلاوري هاي آنان در تاريخ ثبت و ضبط شده است و همگي منسوب به دوره قاجاريه مي باشند. تنها شخصيت عرفاني بزرگ اين منطقه ايوب انصاري است كه فقط بقعه اي به نام وي در قريه دورباش تكاب به يادگار مانده است و در سردشت نيز چون علامه بيتوشي بوده كه به دوره زنديه منسوب است. به هر حال وجود شخصيت هاي علمي ، فقيه ، اديب شاعر و عارف نشان از چگونگي وضعيت فرهنگي – اجتماعي و تربيتي اين منطقه دارد كه بر تارك تاريخ آذربايجان غربي چون ستاره اي مي درخشند(عقلمند، 1385). هر چند كم نيستند كساني كه در عصر حاضر در عرصه هاي مختلف علمي – فرهنگي – ادب و هنر در اين سرزمين زندگي مي كرده ويا حي و حاضر هستند و اين استان بر وجود مبارك و پرغنيمتشان بر خود مي بالد.










